تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٨ - پيروزى پس از رنج و محنت
آمدند و او را از ماجرا آگاه كردند.
وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ- مهتران قوم فرعون گفتند آيا موسى و قومش را مىگذارى تا در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را ترك گويد؟» به نظر من مرادشان از فساد كردن در زمين ويران ساختن نظامات فرعونى است و مؤسسات مختلف دولتى و مراد از ترك گفتن فرعون، ترك سلطه سياسى اوست و ترك خدايان او ترك نظام فرهنگى و دينى اوست.
/ ٤١٦ [١٢٨] چون سرانجام فرعون دست به كشتار برد تا قوم موسى را از ميان بردارد، موسى از قوم خود خواست كه از خدا يارى جويند، كسى مىپرسد: يارى خواستن از خدا چگونه است؟
اگر به ياد آوريم كه خدا را اسماء حسنى است به جواب دست يافتهايم.
مىدانيم كه اگر بنده به پروردگارش ايمان آورد، مىكوشد كه مظهر اين اسماء شود.
پس عزّت و پيروزى براى خدا و رسول او و مؤمنان است و چون بنده با خدا ارتباط يابد صفت عزت الهيه در او تجلى مىكند، هم چنان كه صفت قدرت در او متجلى مىشود و اين قدرت سبب مىشود كه در برابر فشار شهوات پايدارى ورزد يا در برابر دگرگونيها و حوادث آنى زودگذر مقاومت كند و به همين اندازه صفت رحمت و شدت و حكمت و علم ... در او تجلى مىكند. هر چه اسماء حسناى الهيه در مؤمن بيشتر تجلى كند و ظهور يابد او در مواجهه با مصائب و تسخير حيات قدرت بيشتر خواهد يافت. خداى سبحان وسايل تقرّب به خود را در بنده خود آفريده است. دست يابى به اين وسايل همان استعانت به خداست. هر گاه مؤمن به اين وسايل دست يابد قدرت و عظمتش افزونتر مىشود و تقوى مجموعه همه اين وسايل است.
يكى از بارزترين اين وسايل، ولايت الهيه است كه در پيامبران تجلى مىكند. پس استعانت به خدا ضرورة به معنى تمسك به اين رهبران الهى است و هماهنگ كردن فعاليتها است در زير پرچم آنان. از اين رو هنگامى كه موسى (ع) قوم خود را به استعانت از خدا فرمان مىدهد جز اين منظورى ندارد ولى او به دو