تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤ - سنت عذاب
دهند و حقايق عالم براى همگان آشكار شود. از اين رو است كه پروردگار ما مىفرمايد
وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ اگر فرشتهاى مىفرستاديم كه كار به پايان مىرسيد و به آنها هيچ مهلتى داده نمىشد.» در اين روز مهلت آزمايش براى مردم به پايان مىرسد و چون روز جزا در رسد ديگر به كس مهلت داده نخواهد شد ولى اكنون ما در روزهاى مهلت به سر مىبريم.
[٩] چه تفاوت كند كه ملكى نازل شود يا مردى بيايد در حالى كه طرف هم چنان كافر و منكر باشد. چه تفاوت كه پيامبر در صورت ملك باشد يا در صورت انسان، در هر حال او همه را انكار مىكند.
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ اگر آن پيامبر را از ميان فرشتگان بر مىگزيديم باز هم او را به صورت مردى مىفرستاديم و اين خلط و اشتباه كه پديد آوردهاند بر جاى مىنهاديم.» هدف از بعثت رسل آن نيست كه مردم را به اكراه به پيروى از حق وادارند.
آمدن رسولان براى اتمام حجت است و نيز فرصتى گسترده در برابر آنها كه به حق روى آورند و در روز قيامت نگويند كه ما نمىدانستهايم. از اين روى اگر خداوند ملكى را هم به رسالت مىفرستاد او را به صورت انسان درمىآورد تا ميان او و مردم تفاهم ايجاد شود و بتواند راه هدايت را به ايشان بنمايد.
[١٠] مسئله كافر، اين است كه حق را خوار مىشمرد و به ريشخند مىگيرد و سبب اين است كه- همانطور كه گفتيم- كافر اهميت حق را در زندگى خود درك نمىكند و بر ماست كه اهميت اين امر را با بيان تجارب تاريخى به او القاء كنيم.
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ/ ٢٤ يَسْتَهْزِؤُنَ پيامبرانى را هم كه پيش از تو بودند مسخره مىكردند، پس مسخره كنندگان را عذابى كه به ريشخندش مىگرفتند فرو گرفت.»