تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٣ - معنى توحيد
معنى توحيد
[١٦٢] از بارزترين تجليات استقامت در زندگى رسول اللَّه وحدتى بود كه تمام ابعاد زندگىاش را فرا گرفته بود.
قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ- بگو نماز من، و قربانى من و زندگى و مرگ من براى خدا آن پروردگار جهانيان است.» آرى، نماز و قربانىاش براى غير خدا نبود، آن سان كه در جاهليت رسم بود. يا آن كه از طريق بتان بخواهد براى خدا نماز بگزارد. نه زندگىاش براى قيصر و مرگش براى خدا نبود. اقتصاد و سياست و اخلاق و اجتماع و تربيت و خانه سازى و همه حركات و سكناتش، همه براى خدا بود. و به خاطر رضايت او و براى تحقق ارزشهاى او و در خط او. چنان كه مردنش هم براى خدا بود، يعنى اگر ضرورت ايجاب مىكرد شهادت در راه خدا را به جان مىخريد.
[١٦٣] قرآن بار ديگر به بيان معنى توحيد مىپردازد و آن شكستن قيدهاست، قطع بندهاست. قيد و بندهايى كه او را به مركز ديگرى مرتبط مىسازند.
لا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ- او را شريكى نيست. به من چنين امر شده است و من از نخستين مسلمانانم.» خداوند پيامبرش را امر كرده- هم چنان كه ما را امر كرده- كه در برابر هيچ زور و فشارى سر خم نكنيم و تنها و تنها تسليم روشهاى الهى باشيم.
[١٦٤] سؤال اين است كه: چرا توحيد و چرا اخلاص عبوديت براى خدا.
پاسخ اين است كه: زيرا خدا پروردگار هر چيزى است. پرستيدن چيزهايى كه خود در برابر قدرت خداوند خاضعاند. به جاى اللَّه: پروردگار آن چيزها، چيزى جز سفاهت و حماقت نيست.
/ ٢٥٨ قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ- بگو: آيا جز اللَّه پروردگارى جويم؟ او پروردگار هر چيزى است.» و نظام حكمفرما بر عالم وجود به تدبير خداوند است. اوست كه اين نظام