تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢ - سنت عذاب
و برايشان از آسمان بارانهاى پى در پى فرستاديم و رودها از زير پايشان روان ساختيم.» آنان در زمين استقرار يافتند و از مرحله بدويت در گذشتند و به طلب روزى يا از بيم وحوش يا از كجتابيهاى طبيعت، از جايى به جايى كوچ كردند.
پس منابع تحصيل در نزد ايشان بسيار و به دست آوردن آن آسان شد و همين سبب پيدايش تمدنهاى بشرى گرديد.
ولى اين تمدّنى كه پديد آوردند نتوانست آنان را در برابر خشم خداوندى شفاعت كند. زيرا هنگامى كه از نشانههاى حق اعراض كردند و آن را دروغ شمردند و مسخره كردند، رو در روى حق به مخالفت برخاسته بودند و گناهانشان- كه تعبير دينى از مخالفت با حق است- فزونى گرفت.
ايشان بر خود ستم كردند و بر ديگران طغيان ورزيدند و از طبيعت سود نبردند بلكه به افسادش كوشيدند و اعمالى كردند، چون اعمال قوم عاد، يا قوم لوط، يا قوم شعيب، نتيجه آن شد كه گناهان روى در فزونى نهادند، آن سان كه گرد بر گردشان بگرفت و بر آن تمدن پايان داد.
فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ آن گاه به كيفر گناهانشان هلاكشان كرديم و پس از آنها مردمى ديگر پديد آورديم.» اگر بشر را آهنگ عبرت باشد اين خود عبرتى است.
[٧] ولى بشر دريچههاى دل خود فروبسته است و حق هر چند به شيوهاى معجزه آميز بر او آشكار شود نمىبيندش.
/ ٢٢ وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ حتى اگر كتابى نوشته بر روى كاغذ بر تو نازل مىكرديم و آن را با دست خويش لمس مىكردند.» يعنى وحى الهى اوراقى بود كه به عيان فرود آمدنش را از آسمان آن سان كه باران مىبارد مىديدند باز هم فكر نمىكردند كه اين معجزه است زيرا چه سان ممكن است كه از آسمان اوراقى فرو ريزد كه در آن هدايت و روشنايى باشد. در