الغارات - تلخیص و ترجمه عبدالمحمد آیتی - الصفحة ١١٥ - نامه امير المؤمنين على عليه السلام به ياران خود
آگاه باشيد كه دوستداران شيطان كه جمعى طمعكاران و جفاجويان و خودپسندان هستند در گمراهى و گمگشتگى و باطل خود سر گردانند، نبايد از دوستان خدا كه جماعتى نيكان و زاهدان و خاشعانند، و سخن به حق مىگويند و از پروردگار خود اطاعت مىكنند، در اطاعت از پيشواى خود پايدارتر باشند. و من- به خدا سوگند- اگر يكه و تنها با آنها روياروى شوم در حالى كه انبوهى آنان زمين را پر كرده باشد، بيمى به دل راه ندهم. زيرا مىدانم كه آنان در ضلالت غوطهورند و ما با هدايت همراه و همين به من اعتماد و يقين و صبر ارزانى خواهد داشت. من مشتاق ديدار پروردگارم هستم و ثواب نيك پروردگارم در انتظار من. ولى تأسف و اندوه من از آن است كه بر اين امت سفيهانشان و اهل فسق و فجورشان فرمانروايى يابند. مال خدا را بستانند و دست به دست كنند و بندگان خدا را بردگان خود سازند و با صالحان بجنگند و يا فاسقان را به گرد خود جمع كنند. به خدا سوگند اگر غم اينم نبود؛ اين همه ملامتتان نمىكردم و اين همه ترغيب و تشويقتان نمىنمودم بلكه همان زمان كه سر برتافته و سستى كرده بوديد تركتان مىكردم، و خود به تن خويش با آنان روياروى مىشدم، هر زمان روياروى با آنها مقدور باشد. به خدا سوگند كه من بر حقم و سخت دوستدار شهادت. پس «به جنگ برويد خواه بر شما آسان باشد و خواه دشوار و با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كنيد. اگر بدانيد خير شما در اين است» اينك از جاى برخيزيد كه اگر كندى كنيد در پستى خواهيد افتاد و به ذلت و خوارى گرفتار خواهيد شد و بهرهاى جز خسران نخواهيد برد. مرد جنگجو بيدار دل است و بيدار چشم. آنكه خود به خواب رود، بداند كه ديده دشمنان او به خواب نرفته و هر كه خويشتن ناتوان كند به هلاكت رسد و هر كه جهاد در راه خدا را ترك گويد مغبون و اهانت شده گردد.
بار خدايا ما و ايشان را به راه هدايت انداز، ما و ايشان را در دنيا پارسايى ده. آخرتمان را از دنيايمان بهتر گردان. و السلام.