تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٩٦
مذاهب سنّيه را، كه در اين مقدمه مطالعه مى كنيم، مسئله ارث است، و آن هم به ايجاز و اختصار:
شيخ طوسى در تعريف ارث مى گويد: «حقيقة الميراث، إنتقال ملك المورِّث إلى ورثته بعد موته بحكم اللّه ».
و شهيد ثانى در كتاب شرح لمعه چنين بيان مى كند: «ألميراث، إستحقاق إنسان بموت آخر بنسبٍ أو سببٍ شيئاً بالأصالة».
موجبات ارث در مذهب شيعه اماميّه اثنا عشريّه دو چيز است: يكى نَسب و ديگرى سبب. براى نَسب سه مرتبه است: مرتبه اوّل: پدر و مادر و اولاد، و اولاد اولاد؛ دوم: برادران و خواهران و اولاد ايشان و اجداد و جدّات؛ سوم: اعمام و عمّات و اخوال و خالات و اولاد ايشان.
فقهاى اماميّه اتّفاق دارند بر اينكه اهل مرتبه سابق، حاجب اهل مرتبه لاحق مى باشند و با بودن يك تن از اهل مرتبه مقدّم، ارثى به اهل مرتبه مؤخّر داده نمى شود.
سَبب بر دو قسم است: اوّل، زوجيّت؛ دوّم، ولاء.
ولاء بر سه قسم است:
۱. ولاى عتق؛ ۲. ولاى ضمان جريره؛ ۳. ولاى امامت.
موجبات ارث نزد بعضى از اهل سنّت چهار چيز است:
اوّل، قرابت خاصّه نَسبى و آن ابوّت و بنوّت (پدرى و فرزندى) و لحوق و اتّصال به ميّت است...؛
دوم از اسباب ارث نزد اهل سنّت عقد نكاح است، اعمّ از اينكه مباشرت انجام بگيرد يا نه، و تا علقه زوجيّت به كلّى از ميان نرود، زن و شوهر از يكديگر ارث مى برند...؛