تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠٨
حديث، و موعظه، و تذكره، و حكم، و ذكرى، و حكمت، و حكيم، و مهيمن، و شافى، و هدى، و هادى، و صراط مستقيم، و نور، و رحمت، و حبل، و روح، و قصص، و حق، و بيان، و تبيان، و بصاير، و فصل، و عصمت، و مبارك، و نجوم، و مجيد، و عزيز، و كريم، و عظيم، و سراج، و منير، و بشير، و نذير، و عجب، و قيم، و مبين، و نعمت، و علىّ و ما هر يك را بگويم كه كجا گفت (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴). [١]
در مثال مذكور فعل «خواند» از همه جمله ها حذف شد و نيز ضمير متّصل مفعولى «ش» كه در آخر «قرآنش» از جمله اوّل آمده از ساير جمله ها كسر گرديد.
مثال ديگر:
اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كند و ابوذر غفارى كه يك روز رسول عليه السلام نشسته بود با جماعت مهاجر و انصار (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۱۰۳). [٢]
در اين مثال فعل «روايت كند» به قرينه فعل جمله نخستين از آخر جمله دوم «ابوذر غفارى...» حذف شد.
۷. يكى ديگر از خصوصيّات نثر تفسير ابوالفتوح، الحاق «ترين» پسوند صفت عالى، و «تر» علامت صفت تفضيلى به آخر اسم تفضيل (افعل التفضيل) است.
در مورد استعمال كلمه «اولى تر» و «اولى ترين» بايد به عموميّت آن توجّه داشت؛ زيرا در كتب ديگر از جمله كليله و دمنه نمونه هاى بسيارى از اين نوع استعمال ديده مى شود و حتّى بعد از شيخ نيز «اولى تر» و «اولى ترين» استعمال شده.
مثال از تفسير شيخ:
«و اولى تر آن باشد كه حمل بر عموم كنند كه فايده راجع تر بود، و تفسير اين