تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦
به خاك پيرامن ايشان بينبازند» كه «بينباريدن» يا «انباردن» صحيح است: «و آن چاه ها كه از سوى ايشان است، بينباريم» (قصّه هاى قرآن، دكتر يحيى مهدوى، ص ۳۰۸). «ايشان، چنان كسانى باشند كه آب ما بينبارند» (ايضا؛ قصه هاى قرآن، ص ۳۱۲).
پايندان: كفالت، كفيل: «فراء گفت: معنى، قبيلِ كفيل و پايندان باشد». در معنى كفالت، «پايندانى» صحيح است (ر.ك: كيمياى سعادت، ص ۲۶۳؛ ترجمه تفسير طبرى، ص ۸۷۷ ـ ۹۰۰ و ص ۹۰۲ ـ ۹۰۵).
درختستان: «جايى كه درخت زياد دارد». توضيح حاشيه در مورد اين كلمه اشتباه است. گفته اند: «و نيز با همين پسوند ستان} از كلمه خنده: خندستانى ساخته...». اين جا پسوند «سِتانى» است، نه ستان. ديگر اين كه گويا «خندستانى»، تنها واژه اى باشد كه قسمت دوم آن را به قطع نمى توان پسوند مكان دانست. اين واژه در متون ديده شده است (ر.ك: كشف المحجوب، هجويرى، ص ۷۶؛ تفسير عتيق، سور آبادى، بنياد فرهنگ، ص ۱۴، ۶۷، ۲۴۲، ۲۹۱؛ المصادر، زوزنى، ج ۲، [تصحيح:] آقاى تقى بينش، مشهد، ص ۵۰۰. «الاستهزاء: خندستانى كردن».
دليل كردن: «ثابت شدن»، «و اين خبر و مانند اين اخبار، دليل مى كند...» كه معنى آن، ثابت كردن است.
رودكان: «معى» كه جمع «امعاء» باشد.
بهار: جمع روده. «گفتند: سبب نزول آيه آن بود كه عرب و بعضى دگر، جز ايشان، خون در رودكان كردندى و بر آتش نهادندى و بخوردندى»، كه رودكانى صحيح است و مكرّر در متون آمده است:
{۰ همه رودگانيش سوراخ كردبه مغز سرش راه گستاخ كرد. ۰}
(شاه نامه، [چاپ] بروخيم، ص ۱۸۸۰)
«آنچه در شكم هاى ايشان است، از رودگانى ها و آنچ بدان مانَد» (تفسير كمبريج،