تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٠٢
ياى مجهول و استعمال جمع متكلّم در افعال ترديدى يا شرطى مزبور به صيغه خاصّ خود در قرن چهارم يا در قرن پنجم، به تقليد قديم معمول بوده و در كتب متصوّفه و نيز در اسكندرنامه و بلعمى نمونه هايى از اين هيئت آمده؛ چون: «كردمانى» و «ديدمانى» و «مُردمانى».
و امّا در تفسير شيخ نيز به همين هيئت «بودمانى» و «خواستمانى» و «آوردمانى» و «برسيدمانى» و نظاير اينها افعال زيادى به كار رفته كه با دقّت در آنها مى توان قاعده و طرز ساختن هيئت افعال مزبور را به دست داد.
استعمال دو صيغه «كردمانى» و «كردى تان» كه صيغه بسيار كهنه درى است، به جاى صيغه جمع متكلّم و مخاطب. ضمناً بايد اشاره نمود كه صيغه «كردى تان»، در اصل «كردتانى» است كه عوض اوّل شخص و دوم شخص و سوم شخص جمع ماضى در مورد التزامى و انشايى از شرطى يا تمنّايى كه بايستى فى المثل كرديمى و كرديتى و كردندى بگويند، كردمانى و كردتانى و كردشانى [١] مى آورده اند و بلعمى و صوفيه اين صيغه ها را زياد آورده اند و بايد آن را (جمعهاى انشايى خاصّ) نام نهاد. [٢]
شيخ همين صيغه «كردتانى» را به هيئت «كردى تان» آورده؛ يعنى ياى استمرارى را در آخر فعل «كرد» اضافه كرده و بعد «تان» را به آن ملحق ساخته است.
مثال:
نه زمين فراخ بود تا هجرت كردى تان در زمين آن گه حق تعالى بيان كرد كه اينان دروغ مى گويند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۳۲). [٣]