تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٨١
۱۰. اشارات صوفيّه و عرفاء
شيخ گاهى در ترجمه لغات و تفسير آيات به مشرب عرفاء و صوفيّه توجّه داشت و بر آن طريق به توجيه مطالب مبادرت ورزيد؛ مثلاً در اثناى تفسير راجع به مسائلى از قبيل اخلاص (ج ۱، ص ۲۱۵ [١] ؛ ج ۴، ص ۵۳۷) [٢] و توكّل (ج ۱، ص ۲۶۹ [٣] ، ۳۲۵ [٤] ، ۶۷۵ ـ [٥] ۶۷۶؛ ج ۳، ص ۲۰۹) [٦] و ذكر (ج ۱، ص ۲۳۱ ـ ۲۳۴ [٧] و ۷۱۳ [٨] ؛ ج ۴، ص ۶۹، ۲۳۹ [٩] ؛ و صبر (ج ۱، ص ۲۳۶، ۲۳۷، ۲۳۸ [١٠] ، ۵۲۴ [١١] و فقر (ج ۱، ص ۲۶۹ ـ ۲۷۰ [١٢] ) و صدق (ج ۳، ص ۳) [١٣] توجيهات و اشاراتى دارد و به مذاق اهل اشاره و سالكان طريق حق سخنانى مى آورد كه جذبه و حلاوت خاصّى دارد و خواننده را تحت تأثير قرار مى دهد.
اگر چه تفسير شيخ را نمى توان تفسيرى به مشرب و مذاق عارفان و صوفيان تلقّى كرد، مع هذا همين اشاراتى كه به مناسباتى چند درباره كلمات و آيات قرآن به مذاق عرفاء در آن رفته، حائز ارزش است؛ چه وى در موقع مناسب، لطف سخن و حلاوت مطلب را از نظر دور نداشته و با اتّخاذ اين شيوه، نثر ساده تفسير را زيباتر و بحث خود را جذاب تر ساخته و پرداخته است. اينك يكى دو نمونه از آن نقل مى شود: در اثناى تفسير [١٤] آيه: «وَ الَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَ يَسْقِينِ» [١٥] چنين مى گويد: