تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٤٤
نهاده از اديم كه حشوش ليف بود (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۷۱۲). [١]
ساو: خالص؛ براده زر.
اگر اين نصاب زر مضروب منقوش باشد، قطع بايد كردن او را و به نزديك شافعى هم چنين است و اگر زرساو باشد از معدن گرفته كه بگداختن و اصلاح محتاج باشد، بر او قطع نباشد و اگر زر خالص بود، قطع واجب باشد به نزديك ما (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۱۴۸). [٢]
ستبر: اينجا به معنى ضخامت.
آنكه آن يك طبقه را بشكافت و هفت طبقه كرد ستبر هر زمينى پانصد ساله راه از زمين تا به زمينى كه طبقه ديگر است پانصد ساله راه (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۳). [٣]
ستبره: معقد. دويسيده.
ثم كان علقة آن گه خونى بسته ستبره شده بود ويسيده (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۵، ص ۴۴۰). [٤]
ستنبه [٥] : مرد دلير و قوى هيكل و درشت (برهان).
«وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ» [٦] ؛ و تابع است مر ديوى ستنبه مارد عاصى را و تمرد سركشى باشد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۳، ص ۵۸۱). [٧]