تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣١٢
(ص ۴۵۳)، خزاين (ص ۴۵۴ و ۵۹۲)، حجج (ص ۴۷۴)، مراكب (ص ۵۸۹)، صُنّاع (ص ۵۹۳)، مساكن (ص ۵۷۰) و جز آنها.
در تفسير ابوالفتوح جمع كلمه «فلان» به الف و نون تازگى دارد.
مثال:
مرد خواست تا بيرون شود، زن گفت: يا اباطلحه! نبينى فلانان را عاريه اى از كسى بستده اند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۲۳۸). [١]
۱۰. به علاوه جمع فارسى را به جمع عربى اضافه مى كند و اين كار نيز تازگى ندارد. در نثر ابوالفتوح، جمع عربى يك بار ديگر به سياق فارسى جمع بسته مى شود و «ها ـ ان» به اسمائى كه به قاعده عربى جمع بسته شده اند، الحاق مى گردد؛ مانند «زللها» [٢] و «قوائمها» [٣] و «اصحابان» [٤] و «اقطاعها» [٥] و «اضدادات» [٦] و نظاير آنها. دراين مورد حتّى اسمائى كه به وزن منتهى المجموع در آمده و در زبان عربى هم پس از آن جمع بستن جايز نيست، به شيوه قواعد فارسى به جمع در مى آيد؛ مانند «قوائم ها» كه قوائم بر وزن مفاعل را با الحاق «هاى» علامت جمع فارسى، جمع بسته است. البتّه از اين نوع، مثالهاى متعدّد در دست نيست.
يك نمونه از جمع بستن اسمهاى عربى، كه به وزن منتهى الجموع درآمده اند، آن هم با الف و نون جمع فارسى، در نثر ترجمه و قصّه هاى قرآن از تفسير ابوبكر عتيق ديده شد.