تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦٠
«ك»
كال زار: كارزار.
قوله: «وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ» ؛ و اگر با شما كال زار كننده، پشت به هزيمت دهند شما را (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۳۰). [١]
كاليده: آشفته و ژوليده.
و گفتند: رسول اللّه ، اشعث و اغبر و نحن نلبس الثياب ونقرب النساء وندهن. رسول عليه السلامچنين كاليده مو و گرد زده مى آيد و ما جامها، درپوشيم و با زنان نزديكى كنيم و غسل كنيم و روغن بر سر كنيم. ما اين نكنيم و حلال نشويم. بعضى ديگر گفتند: ما شرم داريم كه آب از شرهاى ما بچكد از غسل جنابت و رسول خداى اغبر و اشعث مى آيد و گفت و گوى مى كردند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۳۱۸). [٢]
مثال ديگر:
و رسول عليه السلام كاليده موى و گردناك چون اميرالمؤمنين على عليه السلام از آن راه به نزديك مكه رسيد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۱۹۱). [٣]
كاهانيدن: كاستن. فعل متعدى صريح كاستن
وغيض الماء و آن بكاهانيدن و به زمين فرو بردن است (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۳، ص ۷۴). [٤]
مثال ديگر:
مرد برخاست و مى گفت: واللّه كه از اين بنكاهانم و در اين بيفزايم (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴۰۹). [٥]