تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٢٠
مثال ديگر:
و مى گويند اين نيست، الاّ فسانه پيشينيان و حديث اولينان (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۲۶۴). [١]
«ب»
بارانيدن: [= باراندن]، فرو ريختن باران.
«وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً» ؛ ببارانيديم بر ايشان بارانى از سنگ (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۴۲۶). [٢]
بار نهادن: وضع حمل. زادن. زاييدن.
گفت به آنكه عاضره كه اهل توست بار بنهاد پسرى دوش شب (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴۲۵). [٣]
بالا: بيشتر از. فوق. زبر.
چه هر كسى را زير بيست سال بود در آن حساب نياوردند و هر كه را بالاى شصت سال بود، در آن حساب نبودى (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۱۱۶). [٤]
به پاى داشتن: اقامه كردن.
آنكه پنجاه و يك ركعت نماز در شبان روزى در فريضه و سنّت به پاى دارد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۸۷). [٥]
بجاردن: آماده كردن.
رسول عليه السلام گفت: نه چنين است، ولكن چون مؤمن را وفات نزديك رسد، خداى تعالى آنچه براى او بجارده باشد به او نمايد از ثواب و كرامت