تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٣٦
بشكست و سليمان بيفتاد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۴، ص ۳۶۲). [١]
مثال ديگر:
مردم در رفتند و بديدند و عصاى سليمان برداشتند. بنگريدند، درخت سنب خورده بود [٢] (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۴، ص ۳۶۲). [٣]
مثال ديگر:
بعد يك سال درخت سنبه بيامد و عصاى او بسفت (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۴، ص ۳۶۲). [٤]
درخواستن: طلب كردن، استدعاء كردن. خواهش كردن. از روى نياز سؤال كردن.
چون مهمّى پيش آيد، به خداى تعالى فزع كند و خداى تعالى را بخواند و از او فرج درخواهد. مى گويد شما نيز مسئله كنى از معبودان خود (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۶). [٥]
مثال ديگر:
كه مشركان جهودان را به گواهى درخواستندى و ايشان گواهى دادندى براى مشركان (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۷). [٦]
مثال ديگر:
چون بدانجا رسيدند موسى را گفتند از خداى درخواه تا كلام خود ما را بشنواند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۱۲۴). [٧]
درخوردن: شايسته و سزاوار بودن. لايق بودن.