تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٠
فضل بن سهل در عهد مأمون، و وزارت على بن يقطين در دوره هارون و....
تزوير و نامردمى خلفاى عبّاسى، وقتى بر ايرانيان روشن شد كه خبر كشته شدن فرزند غيور ايران، ابومسلم خراسانى، به دستور منصور خليفه عباسى، به گوش همه رسيد. اين خبر موجب ناراحتى شديد شد و به خونخواهى از ابومسلم كسانى چون «سُنباد» و «استاذسيس» و «المقفّع» كه از وابستگان ابومسلم بودند عليه خلفاء و حكومت عرب قيام نمودند و اگر چه به شكست و قتل آنان ظاهراً خلفاى وقت خشنود بودند، ولى در حقيقت اساس حكومت خلفاى غدّار و نيرنگ باز عباسى، كه نه فقط نسبت به ايرانيان بلكه درباره ائمه هدا، كه مورد علاقه و توجّه ايرانيها بودند، نيز به دسائس و توطئه چينى مى پرداختند، يكباره متزلزل گرديد و با ظهور طاهر ذواليمينين و تأسيس حكومت طاهرى، ضربه اى كارى بر پيكر حكومت عباسى وارد شد و پس از تصرّف بغداد و قتل امين، حكومت از يدِ مأمون خارج و به دست طاهر افتاد؛ تا سال ۲۵۹ه كه يعقوب ليث صفّارى آخرين فرد از خاندان طاهريان را (محمد بن طاهر) از ميان برداشت و سلسله صفّارى را تشكيل داد.
با تشكيل سلسله صفّارى و ايجاد حكومت مستقلّ ايرانى و علاقه شخص يعقوب به اِحياى زبان ملّى، ايرانيان توانستند ركن اعظم مليّت خود يعنى زبان فارسى را زنده كنند و زبان عربى را، كه مدتها زبان رسمى و سياسى ايشان بود، از ميان بردارند و لهجه درى را جانشين آن سازند. سامانيان، كه خود از نژاد اصيل و پاك ايران بودند، همچنان در تقويت و تحكيم مبانى ملّى و آداب و سُنن ايرانى و نيرومند ساختن و نشر و اشاعه زبان فارسى از پاى ننشستند و با تشويق شعراء و نويسندگان و اِعطاى صلات و جوايز به آنان، به غنى شدن ادب زبان درى خدمات ارزنده اى كرده اند كه پس از آنان پادشاهان زيارى و بويى و غزنوى و نيز امراء و حكّام و وزراء و بزرگان دربارهاى ايران اين شيوه پسنديده را دنبال كردند.