تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٥٦
دينى مذكور، بر اثر كمكهاى مادّى و معنوى دولت سامانى، با معاضدت فكرى و قلمى يكديگر، آن تفسير نفيس را كه در چهل مجلّد تأليف شده بود، به سبك شيوا و شيوه اى ساده و اسلوبى نغز به نثر پارسى درى ترجمه نموده و به سبب حذف اسنادات آن، كه براى خواننده ايرانى هيچ گونه ارزشى نداشت، آن كتاب بزرگ در هفت مجلّد ترجمه و آماده گرديد.
ترجمه و تفسير طبرى كه در حدود سال ۳۵۲ه . در زمان منصور بن نوح سامانى فراهم شده، ظاهراً قديم ترين تفسير به زبان پارسى است و از آن پس، نگارش تفاسير پارسى و كتب مذهبى و فقه اسلامى به پارسى رواج يافت و چند تن از مفسّران و فقهاء و محدّثين بزرگ تفاسير و كتب نفيس ديگرى به پارسى تأليف كردند؛ از آن جمله تفسير سورآبادى از ابوبكر عتيق بن محمد سورآبادى و ديگر تفسير شاهپور از عمادالدين ابوالمظفر طاهر بن محمد الاسفراينى (م ۴۷۱ه . كه به نام تفسير طاهرى و تاج التراجم تفسير القرآن الاعاجم نام دارد و بعد تفسير ابونصر احمد بن حسن سليمانى الزاهدى است كه به تفسير زاهدى معروف است. و در اواخر اين دوره درخشان ادبى و پايان آن، كه قرن و مصادف با حمله وحشيان تاتار است، تفسير كامل ديگرى به پارسى در بيست مجلّد به نام روض الجنان و روح الجنان تأليف استاد بزرگ شيخ ابوالفتوح رازى است.
ترجمه تفسير طبرى، پس از مقدّمه قديم شاهنامه فردوسى، كه به موجب آخرين تحقيقات علمى عبارت از قطعه اى از ديباچه شاهنامه منثور ابومنصورى است كه به وسيله هيئت مؤبدان دانشور در طوس نگارش يافته و تاريخ نگارش آن نيز شش سال بر ترجمه تفسير طبرى مقدّم است، به عنوان قديم ترين سبك نثر پارسى درى شناخته شده كه ۱۰۲۵ سال پيش در پايتخت خراسان، يعنى شهر بخارا، نگارش يافته است.