تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٣٥
و گويند عنصرى اين را ترجمه گفت؛ چنانك الفاظ تقديم و تأخير نكرد و آن اين است:
۰ و بهرى بردبارى نزد نادانى بود خوارىواندر بود رستن چو نرهاند نكوكارى. ۰
۱۰. در ج ۲، ص ۱۳۹ [١] ، در تفسير آيه: «فَبَعَثَ اللّه ُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الأَرضِ...» [٢] گويد:
رسول خدا گفت: خداى منّت نهاد به سه چيز بعد از سه چيز: به بوى از پس مرگ؛ چه اگر نبودى هيچ كس مرده را دفن نكردى. به اين جانور كه در دانه افتاد كه اگر نه آن بودى، پادشاهان حبوب ادّخار كردندى به جاى زر و سيم ايشان را آن به بودى. و به مرگ پس از پيرى كه مرد چون سخت پير شود، او را از خود ملال آيد. در آن وقت مرگ او را راحت باشد؛ چنان كه حكيم سنايى گويد:
۰ اگر مرگ خود هيچ راحت نداردنه بازت [د] رهاند همى جاودانى. ۰
۱۱. در ص ۱۷۶، از مجلّد دوم [٣] ، در تفسير آيه: «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُو?تُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ» [٤] ، كه به روايت مشهور در شأن حضرت امير عليه السلام نازل گرديده و صاحب (مراد صاحب بن عبّاد است)، گويد:
۰ وَلَمّا عَلِمْتُ بِما قَد جَنَيتُوَاَشفَقتُ مِن سَخَطِ العالِمِ ۰
۰ نَقَشتُ شَفيعي عَلى خاتَمِياِماماً تَصَدَّقَ بِالخاتَمِ ۰
ترجمها بعض الشعراء:
۰ چون جرم خويش ديدم ترسيدم از خداراندم بسى ز ديده به رخسار بر دموع ۰