تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٠٦
پانزده سال چنين گذشت. در سال ۱۳۲۸ش، آن ايّام كه به تحصيل در دوره دكترى زبان و ادبيّات فارسى دانشكده ادبيّات و علوم انسانى دانشگاه تهران اشتغال داشتم، با موافقت استاد فريد و دانشمند ارجمند جناب آقاى بديع الزمان فروزانفر، موضوعِ سبك و خصوصيّات دستورى و لغوى تفسير ابوالفتوح رازى را براى پايان نامه دوره دكترى خويش برگزيدم و به راهنمايى آن استاد گرانمايه و تعليمات بى دريغ دوست ارجمند و استاد فاضل جناب آقاى دكتر ذبيح اللّه صفا، به تكميل و تنقيح يادداشتهاى خود پرداختم و سرانجام در سال ۱۳۳۵ هجرى خورشيدى، رساله مذكور را تسليم دبيرخانه دانشكده نمودم و پس از تشكيل جلسه دفاع، هيئت ممتحنه، بعد از اصغاى سخنان من، كه درباره اهميّت اين تفسير مفروض گرديد و تشريح و توضيح شيوه تحقيق در تهيّه و تدوين آن رساله، مرا در ارديبهشت ماه همان سال به احراز درجه دكترى زبان و ادبيّات فارسى مفتخر داشت.
از آن روز تا به امروز، در تكميل مطالعات و تحقيقات خود در اين تصنيف نفيس و گرانقدرِ معارف اسلامى، همچنان صرفِ عمر نمود و بيش از هشت سال، چه در ايران و چه در اروپا (فرانسه)، به تجديد نظر در فصول آن رساله و افزودن چند فصل ديگر، محض تكميل تحقيقات خويش، مبادرت ورزيد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۵ خورشيدى، پس از اتمام مأموريّت چهارساله دانشگاهى خود در دانشگاه استراسبورگ فرانسه و مراجعت به وطن، مجموعه يادداشتهاى خود را، كه از دو هزار صفحه تجاوز مى نمود، به دوست دانشمند و استاد ارجمند آقاى دكتر محمد معين ارائه داد و از ايشان نظر خواست. تحريض و تشويق آن دوست گرانمايه، كه در اين ايّام در بيمارستان بسترى و بيهوش است، مرا بر آن داشت كه اين اثر ناچيز را به دانشكده ادبيات و علوم انسانى تقديم نمايد تا اگر استادان گرامى تصويب فرمايند براى طبع و نشر به دانشگاه تهران تسليم كند.