تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٥٨
ص ۱۱۴). [١]
فروهليدن: فروهشتن و فروگذاشتن.
«وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُكّامِ» ؛ و اصيل ادلاء در رسن بود كه به چاه فروهلى (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۳۰۴). [٢]
فسوس داشتن: سخريه و استهزاء كردن.
چون تنها شوند، با ديوان خود گويند: با شماييم. ما فسوس مى داشتيم. خداى فسوس دارد به ايشان (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴۷). [٣]
مثال ديگر:
«إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِو?نَ» ؛ ما فسوس مى داشتيم بر ايشان (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۵۰). [٤]
مثال ديگر:
«اللّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ» ؛ خدا از ايشان فسوس دارد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۵۱). [٥]
فلاسنگ: فلاخن.
و داوود به سال كمتر بود. روزى بيامد پدر را گفت: اى پدر! من قفاى گوسفند كه مى روم، فلاسنگ به دست گرفته، هيچ نيست كه مى خواهم كه فلاسنگ بزنم والا اصابت باشد و هر كه را بزنم به فلاسنگ، بيفكنم (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴۳۰). [٦]
مثال ديگر:
آن سلاح بكند و پياده شد و آن توبره سنگ در برافكند و فلاسنگ به دست گرفت پيش جالوت (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴۳۲). [٧]