تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤١٨
شيخ، از شعرهاى تازى خالى نيست و مؤلف غالب و يا همه آنها را از تفاسير و مؤلفات پيشينيان اخذ كرده و مورد استفاده قرار داده است.
شعرهاى عربى در تفاسير چون تفسير طبرى، مجمع البيان، كشاف، و يا در كتب لغت مانند لسان العرب، تاج العروس و غيره و يا در كتابهاى مخصوص به شواهد از قبيل شواهد كبراى شرح رضى بر كافيه موسوم به خزانة الأدب تأليف عبدالقادر بغدادى، و شواهد مغنى از سيوطى، و شواهد كتاب سيبويه و مانند آنها ديده مى شوند. بنابراين اگر در تفسير شيخ، اشعارى تازى بيش از اشعار فارسى ديده مى شود، جاى تعجب نيست؛ زيرا مقتضاى تفسير، استشهاد به شعر عربى است.
و اما اشعار فارسى، اگر چه شماره آنها بسيار اندك و نسبت به حجم كتاب تفسير ناچيز مى باشد، مع هذا از نظر روانى و سادگى و خالى بودن از صنايع و تكلفات شعرى در خور توجه و ارزش است. از اين گذشته ممكن است پاره اى از اين اشعار فارسى را جز در همين تفسير در جاى ديگرى نتوان يافت؛ زيرا دواوين شعراء و مجموعه ادبيات پارسى درى، از آغاز كار تا كنون، بارها بر دست جاهلان متعصب و غارتگران وحشى دستخوش پريشانى گرديده، شيرازه آن كراراً از هم پاشيده شده است و اوراق آن را طوفان هاى حوادث و سوانح زمان پراكنده نموده و اينجا و آنجا پرتاب كرده و نابود ساخته است و هر قدر از آن اوراق يافته شود، غنيمتى است كه از آن گنجينه گرانبهاء باز يافته ايم.
آنچه موجب تأسف است اين است كه مؤلف در اثناى ذكر آن شعرها از نام شاعر و سراينده آن خوددارى و يا غفلت كرده و تنها به ذكر اشعار مورد تمثل اكتفاء نموده كه ممكن است اين كار وى به سبب شهرت شاعران و معروفيت ايشان در عصر شيخ بوده باشد. ابوالفتوح اين اشعار را گاهى در ترجمه آيات قرآنى و يا اشعار تازى به كار مى برد و تنها در سه مورد شاعر را معرفى مى كند و نام آن سه شاعر كه به