تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٢
مرا به آن پير داناى گداخته دل بسپارد و از وى بخواهد كه جداگانه، ما را تحت تعليمات خويش قرار دهد. بدين سان، عشق به تلاوت كلام ربّانى و ترجمه آيات آسمانى در من ايجاد گرديد. چندى گذشت و پدر، ما را در حضور استاد آزمود و چون از بوته امتحان، گداخته بيرون آمديم، پدر، مرا به هديّتى عزيز و گران بها مُباهى داشت و آن ـ كه تا به امروز، چون جان شيرينِ خويش، عزيز و گرامى اش داشته و مى دارم ـ كتاب مستطاب تفسير كبير روض الجنان و روح الجنان، معروف به تفسير ابوالفتوح رازى بود كه از آن تاريخ، روز و شب، در سفر و حَضَر، با آن دمخور و دمسازم و دماغ دل و مشام جان را به روايح خوش بويش، تر و تازه مى دارم. از آن پس، هرگاه فراغتى دست داد، به مطالعه آن سرگرم شدم و از آن گنجينه گران بهاى معارف اسلامى بهره ها بردم و يادداشت ها فراهم نمودم». [١]
آرى! دكتر عسكر حقوقى، از نوباوگى با قرآن و تفسير قرآن و بويژه با تفسير روض الجنان، همدم و دمساز بوده و بى جهت نيست كه درباره اين رساله گفته شده كه نخستين رساله پژوهشى درباره تفسير ابوالفتوح رازى است كه گسترده ترين معرّفى تفسير را نيز داشته و به دليل قدمت، اهمّيت و جامعيّت، مورد توجّه ويژه قرار گرفته و با وجودى كه نزديك به نيم قرن از تأليف آن مى گذرد و در اين ميان، تحوّلات بسيارى در حوزه تفسير پژوهى، بويژه تفسير روض الجنان انجام شده، بايسته مقايسه ميان اين اثر با آثار بعدى است.
دكتر عسكر حقوقى در ادامه مى نويسد: «در سال ۱۳۲۸ش، آن ايّام كه به تحصيل در دوره دكترى زبان و ادبيات فارسى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران، اشتغال داشتم، با موافقت استاد بديع الزمان فروزانفر، موضوعِ سبك و خصوصيات دستورى و لغوى تفسير ابوالفتوح رازى را براى پايان نامه دوره دكترى خويش برگزيدم و به راهنمايى آن استاد و تعليمات بى دريغ دوست