تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤١٢
عربى، به ترجمه آيات قرآنى و تفسير آن پرداخته و با سعى بسيارى كه در انتخاب لغات پارسى به كار برده، مع هذا نتوانسته است يك باره خود را از قيد زبان تازى برهاند؛ چه كار وى ترجمه و تفسير كلام اللّه بوده و اين خود از كارهاى نويسندگان همعصر و زمانش دشوارتر مى نموده است؛ زيرا در اين كار او مستقيماً با زبان عرب سر و كار داشته و ناگزير بوده است كه بعض كلمات و اصطلاحات تازى را به كار برد. در مقام مقايسه اين تأثير و تأثر گوييم كه ترجمه هاى فارسى او ملاك خوبى براى تشخيص ميزان و مقدار ورود لغات تازى و واژه هاى پارسى است. در ترجمه آيات، لغاتى چون:
وحى، قاب قوسين، سدرة المنتهى، جنة المأوى، لات، عزى، منات، سجده، آخرت، مهاجر، شيطان، كافر، مشرق، مغرب، ثلث، نبوت، زكات، قرض، عذاب، عزلت، قبر، وعده، هلاك، قرآن، استهزاء، قسم، طاعت، صالح، فضل، توكل، وكيل، وهن، فساد، رسول، تكليف، رحمت، شفاعت، تحيت، محاسب، منافق، مهاجرت، اضلال، ديه، صدقه، قاتل، غصب، تفتيش، جهاد، اسلحه، مجادله، فتوى، مكر، عدالت، وصيت، آيت شكر، بهتان، قصه، ارث، عقد، مؤنت، حلال، حرام، عقوبت، ذبح، قمار، عفت، مرفق، مسح، غسل، قيامت، سلامت، قربانى، معجزه، توبه، جاهليت، ركوع، نفقه، كفارة، كعبه، انتقام، برص، حواريون، شرك، صبر، تقصير، حشر، شفيع، ذريه، صراط، امانت، جن، اسلام، انس و... به چشم مى آيند كه يا معادل فارسى آنها در عهد شيخ وجود نداشته و يا اين واژه ها به مراتب سهل تر از كلمات فارسى به كار برده مى شده. اين لغات به صورت اسمهاى جامد و مشتق، مصدرمجرد و مزيد و سه حرفى و چهار حرفى و موصوف و صفت و... آمده.
لغات عربى در تفسير شيخ از لغات عربى در كليله و دمنه و چهار مقاله كمتر است. اصولاً لغات تازى از قرن چهارم و پنجم وارد نوشته هاى فارسى شده. اين