تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٤٨
در اكثريت موارد، شيخ مسنّ تر از تلميذ و تلميذ كم سنّ تر از استاد است، پس اگر در مورد مفروض ما نيز اين اغلبيّت جارى و از قبيل افراد شاذّه نادره نباشد، نتيجه اين خواهد شد كه تولّد مؤلّف كتاب حاضر به احتمال قوى، يا بعد از تولّد زمخشرى، يعنى بعد از سنه ۴۶۷، بوده است يا اقلاً در حدود همان سنوات، ولى نه چندان مقدّم بر آن.
و از طرف ديگر، سابق از قول يكى از معاصرين مؤلّف ابن حمزه، صاحب ايجاز المطالب وهادى الى النجاة، به روايت مولا احمد اردبيلى از او در حديقة الشيعة نقل كرديم كه ابن حمزه مذكور به تصريح خود او، هم وفات مؤلّف را در رى درك كرده بود و هم ابوالفتوح عجلى شافعى اصفهانى را [به اين معنى كه به تصريح خود ازدحام مردم اصفهان را به زيارت قبر ابوالفتوح عجلى و ساير مشايخ صوفيه مدفون در آن شهر مشاهده كرده بوده است.] و وفات اين اخير، يعنى ابوالفتوح عجلى، به تصريح ارباب رجال در سنه ششصد هجرى بوده است. مقصود اين است كه از سوق حكايت مزبوره ظاهراً چنان برمى آيد كه اين دو واقعه در زمانى نسبتاً نزديك به يكديگر وقوع يافته بوده؛ يعنى مدّت زياده از حدّ متمادى؛ مثلاً هفتاد يا هشتاد سال مابين آنها فاصله نبوده است، والاّ به غايت مستبعد است كه يك نفر انسان عادى در حال رشد و تميز (چنان كه لازمه حكايت مزبوره است) دو واقعه را با اين فاصله عظيم در بين مدّت عمر خود درك كرده باشد و سپس بعد از همه اينها در سنّ نود سالگى يا صد سالگى سفر حجّ پيش گيرد. اين فرض فى الواقع اگر مكابره را كنار بگذاريم، عادتاً به غايت مستبعد بلكه نزديك به محال است.
بارى، تكرار مى كنيم كه از سياق حكايت پيداست كه مابين دو واقعه مزبوره، يعنى مابين وفات ابوالفتوح رازى مانحن فيه در رى و حضور ابن