تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٢
۲. امامت
متكلّمان اهل سنّت درباره امامت نظر واحدى ندارند. جمع كثيرى از آنان گفتند كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله به جانشينى خود كسى را كه مشخّص بوده باشد، برنگزيده و تنصيص نفرموده، گروهى از ايشان با نظر شيعيان همراه و موافق اند و گويند كه رسول خدا داماد و پسر عمّ خويش، على عليه السلام را در سال دهم هجرت، در محلّى به نام «غدير خم» به خلافت خويش برگزيد و به مسلمانانِ حاضر در آن مكان معرّفى كرد. از آن جمله است ابو اسحاق ابراهيم بن سيّار بن هانى شيخ معتزلى، كه از علماء و متكلّمان اهل سنّت بوده، و سخنى از او در اين خصوص در كتاب الوافى بالوفيات نقل شده كه ذيلاً يادداشت مى شود:
إنّ الإجماع ليس بحجّةٍ و كذلك القياس و إنَّما الحجّة قول المعصوم و أنَّه نص النَّبى صلى الله عليه و آلهعلى انَّ الامام علىٌّ و عيَّنه و عرفت الصَّحابة ذلك لكنَّه كتمه عمر لأجل أبى بكر (رضى اللّه عنهما). [١]
و همچنين در كتاب المناقب از همين شيخ معتزلى، كه استاد جاحظ بوده و به «نظّام» شهرت داشته، چنين نقل قول شده:
علىُّ بن أبى طالبٍ عليه السلام محنةٌ على المتكلّم إن و فى حقَّه غلا و إن بخسه حقه أساء و المنزلة الوسطى دقيقة الوزن حارَّة الشَّأن صعب المراقى إلاّ على الحاذق الدِّين. [٢]
يكى ديگر از علماى اهل سنّت به نام سيوطى [٣] در تفسير آيه: «أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ» مى نويسد: