تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٥٢
حال گوييم كه از ورود اسامى اشخاص ثلاثه مذكور در فوق، يعنى فصيحى (م ۵۱۶) و سنايى (م ۵۲۵) و زمخشرى (م ۵۳۸)، در اثناى تفسير حاضر، شايد بتوان استنباط نمود كه تأليف كتاب ما نحن فيه بعد از وفات اشخاص مزبوره بوده است، نه در حال حيات ايشان، و اگر در مورد زمخشرى، كه تاريخ وفات او مؤخّر از آن دوى ديگر است، احتمال دهيم كه تأليف كتاب در حال حيات او بوده، در مورد دو نفر اوّل، يعنى فصيحى نحوى و سنايى، اين احتمال به غايت ضعيف است.
و على اىّ حال، از طرز تعبير مؤلّف از زمخشرى به «امام زمخشرى» و «شيخ ما ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشرى» واضح مى شود كه اگر هم زمخشرى در حين تأليف تفسير حاضر از جمله احياء بوده، در هر صورت جوانى خردسال و در اوايل سنّ شباب نبوده؛ بلكه بعد از آنى بوده كه وى مردى مشهور به علم و فضل، و يكى از ائمه مسلمين و شيوخ ايشان محسوب مى شده است و واضح است كه اين درجات در حال صغر سنّ براى كسى دست نمى دهد و چون تولّد زمخشرى در سنه ۴۷۶ است، پس اگر فرض كنيم كه آغاز شهرت زمخشرى و انتشار صيت او از سنّ چهل سالگى او به بعد مثلاً بوده است، نتيجه آن خواهد بود كه تأليف تفسير حاضر به ظنّ غالب بلكه تقريباً به نحو قطع و يقين، مقدّم بر حدود ۵۱۰ نبوده است و اين نكته را نيز ناگفته نگذريم كه، چنان كه مشاهده شد، مؤلّف در دو فقره عبارت مذكور در فوق كه از زمخشرى نام برده، در هر دو مرتبه به مناسبت نقل پاره اى از اشعار اوست كه ذكرى از او كرده است؛ ولى از كشّاف معروف او تا آنجا كه راقم سطور تتبّع كرده و قاضى نوراللّه شوشترى نيز در مجالس المؤمنين بدان اشاره نموده، ظاهراً هيچ نامى نبرده است، با وجود اينكه مؤلّف به عادت خود از غالب تفاسير مشهوره