تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٣٢
شيخ در اين كار هم تفنن مى كند و گاهى به شيوه قواعد زبان عربى، «مدنى» مى آورد. مثال: «و در او ناسخ و منسوخ نيست و چهل و سه آيت است به عدد كوفيان، و چهل و چهار به عدد مدينيان، و پنج به عدد بصريان». تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۱۷۰ و نيز به تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۳، ص ۵۴ رجوع شود.
مثال: «اين سوره مكى است در قول قتاده و مجاهد و عدد آيات او سى و هفت است در كوفى، و شش در بصرى و مدنى...» (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۵، ص ۳۶).
سخن را كوتاه مى كنم. از آنچه درباره خصوصيات اين تفسير گفته شد، مى توان در باب ارزش ادبى آن چنين استنتاج نمود كه نثر ساده و شيواى ابوالفتوح، با اينكه در عداد كتب علمى قرن پنجم و ششم به شمار مى آيد، مع هذا آثار سبك قديم در آن آشكار است و شيخ به شيوه پيشينيان از استعمال ياى استمرارى و شرطى و تمنايى و مانند آنها در افعال انشايى سرباز نزده و به علاوه لغات فارسى و تركيباتى از كلمات فارسى دارد كه برخى از آنها مخصوص خود اوست و در كتب آن دوره و حتى ادوار پيش از آن هم ديده نشده. از اين گذشته، در كتب لغت بعد از دوره و زمان شيخ هم لغات تفسير، بدان معنى كه ابوالفتوح استعمال كرده، ضبط نگرديده است و تركيبات فارسى و عربى از ويژگيهاى نثر خود اوست. با اينكه در تأليف تفسير، كه مستقيماً با قرآن و زبان عربى سر و كار داشته حق بود نظير آثار ديگر همزمان خود چون: كليله و دمنه و چهار مقاله عروضى كلمات و لغات عربى بيش از حد معمول و متداول عصر به كار برد، با اين همه جز در مواردى كه ناچار به استعمال لغات عربى بوده، حتى المقدور از به كار بردن آنها خوددارى كرده و لغات پارسى را بر كلمات عربى ترجيح داده است و به همين جهت نثرى شيوا و تا حد مقدور بر كنار از تكلفات الفاظ تازى فراهم شده كه لطافت و روانى همراه با جزالت