تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٤٤٢
گرفت و شكلى نو پيدا كرد، امّا خوشبختانه نه چنان صبغه و شكلى كه براى آيندگان باز شناخته نشود؛ بلكه با خوض و بررسى عميق به آسانى مى توان پى برد كه پيوند واژه هاى فارسى با لغات زبانهاى ديرين اين سرزمين از هم نگسسته و نزديكى و پيوستگى و خويشاوندى خود را با گذشتِ قرونِ بسيار، هنوز نگاه داشته است.
اگر چه محقّق فاضل هلندى «دُزى» [١] در مقدّمه اى كه بر اثر نفيس خود به نام فرهنگ البسه مسلمانان نوشته، در مقام اظهار نظر در باب زبان فارسى برآمده و گفته است:
با اينكه زبان فارسى در سالهاى اخير پيشرفت قابل ملاحظه اى كرده، كار فرهنگ نويسى بدون ترديد به اندازه علوم ديگر ترقّى نكرده. با وضع علمى موجود، هنوز نمى توان به فكر تدوين يك لغتنامه كاملِ فارسى افتاد؛ زيرا هم اكنون هزاران نسخه خطّى در كتابخانه هاى اروپا و آسيا وجود دارد كه نام بسيارى از آنها بر ما مجهول است؛ نسخ فراوانى كه هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته....
ولى نبايد انكار نمود كه در اين پنجاه سال اخير، به همّت والاى فضلاى ايران دوست و دانشمندان علاقه مند به زبان فارسى، چه در درون اين سرزمين كهنسال و چه در بيرون آن، بسيارى از اين نسخه هاى دستنويس كه در كتابخانه هاى شرق و غرب عالم در زير خروارها گرد و غبار، پنهان و از چشمان بصير و نقّاد صاحبان نظر پوشيده بود، بيرون آورده شد و با تجديد چاپ و تحقيق در شيوه نوشته هاى آنها و استخراج لغات و تركيبات و قواعد دستورى و املايى از آن آثار، كه يادگار قرون گذشته بوده است، تسهيلات فراوانى براى تدوين يك فرهنگ كامل و جامع فارسى فراهم گرديد كه در زمان ما با استفاده از آن آثار نفيس و نيز به استناد منابع و مآخذ