تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٨٨
دليلى نيست بر برائت ذمّه او. زجاج گفت، اگر گويند: «إلى» به معنى «مع» است، لازم آيد كه تا به دوش بيايد شستن، براى آنكه اسم متناول است آن را، گوييم: اگر ما را با ظاهر رها كنند چنين گويند، جز كه دليل برخاسته است از جهت اجماع كه ماوراى مرفق نبايد شستن و روى و دستها يك بار شستن واجب است به ظاهر آيت و دو بار سنّت است به اخبار متواتر، و سه بار ممنوع است به اخبارى كه روايت كرده اند از رسول صلى الله عليه و آله و از اهل بيت عليهم السلام.
قوله: «وَ امْسَحُوا بِرُو?سِكُمْ» . در صفت مسح خلاف كردند؛ بعضى گفتند، مسح به كمتر آنچه نام مسح بر او آيد؛ چه بيش از اين واجب نيست، و اين مذهب ماست و قول عبداللّه عمر است و القسم بن محمد و عبدالرحمن بن ابى ليلى و ابراهيم و شعبى و ثورى و مذهب شافعى است و اصحاب او و اختيار طبرى است، و ابوحنيفه و ابويوسف و محمد بن الحسن گفتند، مسح به كمتر از سه انگشت نشايد، و مالك گفت مسح دادن بر هم سر واجب است و به نزديك ما مسح بر مقدم سر دادن واجب باشد و هيچ فقيه اين اعتبار نكرد، جز كه گفتند، مسح بر هر جاى كه خواهد دهد و روا باشد. و دليل بر صحّت مذهب ما قوله: «بِرُو?سِكُمْ» است؛ براى آنكه «باء» تبعيض راست اينجا؛ براى آنكه تا حمل توان كردن بر معنى مستفاد، حمل نشايد كردن بر زيادت و چون «باء» زيادت را نباشد و تعديه را نباشد... . و اگر كسى به جاى مسح سر، غسل كند و سر بشويد، مجزى نباشد از مسح سر به نزديك ما و به نزديك جمله فقها مجزى باشد... . مسح بر عمامه دادن روا نباشد و مذهب ابوحنيفه و شافعى همچنين است، و ثورى و اوزاعى و احمد و اسحاق گفتند، روا باشد. به نزديك ما