تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٧٩
مذهب به اختلافات در فروع سرايت كرد؛ و اينكه دانشمندان در تدوين كتابها تا چه اندازه تحت تأثير آن قرار گرفته و ضمن شرح و بسط مطالب مذهبى، آنها را آشكارا بيان داشته اند.
پيش از ورود و بحث در اين امر، بايد يك نكته مسلّم را در اين فرصت مناسب يادآور شويم و آن، اين است كه ظهور و وجود آثار علمى در اسلام مرهون علاقه مندى وافر شيعه به كتابت علم بوده، در حالى كه فرقه هاى ديگر با اين امر موافق نبودند و عقيده داشتند كه كتابت و تدوين علم جايز نيست؛ بلكه مكروه است. تنها على عليه السلام به كتابت علم مى پرداخت:
وأملى رسول اللّه ِ على عليٍّ عليه السلام ماجمعهُ في كتابٍ مُدرَّجٍ عَظيمٍ وقد رآهُ الحَكَمُ بن عيينه عند الإمام الباقر عليه السلام لَمّا اختلفا في شيءٍ فأخرجه، وأخرج المسألة، وقال للحكَم: هذا خَطُّ عَليٍّ وإملاءُ رَسُولِ اللّه ِ، وهوَ أوَّلُ كِتابٍ جُمِعَ فيهِ العِلمُ عَلى عَهدِ رَسُولِ اللّه ِ. [١]
درباره اشارات و تأكيدات امامان عليهم السلام به كتابتِ علم نيز احاديثى در دست است كه محض مزيد فائدت نقل مى شود:
«عبيد بن زرارة، قال قال ابو عبداللّه عليه السلام: احتفظوا بكتبكم فانّكم سوف تحتاجون اليها»؛ ابى بصير گفت: شنيدم كه ابا عبداللّه مى فرمود: اكتبوا، فانّكم لا تحفظون حتّى تكتبوا».
اهل سنّت به تدوين علم التفاتى نداشتند و به نقل زبانىِ علوم اكتفاء مى كردند؛ دلايل آن به اين شرح است: