تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٥٢
و بومسلم مروزى كه بوالعبّاس سفّاح را از كوفه بياورد و به بغداد به خلافت نشاند و لعن اميرالمؤمنين عليه السلام از جهان برداشت و خلافت از بنى اميه و مروانيان فرو گشود هم شيعى و معتقد بود....
هم او در صفحه ۲۰۷ كتاب النقض، درباره شيعى بودن ملوك مازندران مى نويسد:
... و شهرياران و ملوك مازندران چون قارن و شهريار و گردبازو و اسپهبد على (رحمة اللّه عليهم و على اسلافهم) همه شاعى و معتقد بوده اند.
گفتيم كه تشيّع در عهد پادشاهان آل بويه رونق بسيار يافت و به سبب معتقدات آنان، شيعه آزادانه به كارهاى مذهبى خويش مى پرداخت و سوگوارى حضرت حسين عليه السلام و بيان مصيبتهاى آل على عليهم السلام را بدون مزاحمت برپا مى داشت و حتى به دستور معزّ الدوله، معاويه را لعن مى كرد و ديگر كسى را ياراى سبّ على عليه السلام و فرزندان او نبود. پادشاهان اين سلسله مردم را به بستن دكّانها و به راه انداختن دسته ها و اقامه عزادارى رسماً تشويق و تأكيد مى كردند و شيعيان نيز، كه خود به سبب ارادت و عقيدت مفرط به آل على عليهم السلام آماده انجام دادن آن دستورات بودند، به محض فرا رسيدن ايّام عزادارى به برپا داشتن مجالس تعزيه اقدام مى نمودند.
وضع بدين منوال بود تا انقراض آل بويه؛ از آن پس با روى كار آمدن سلسله هاى غزنويان و سلجوقيان تا عهد مغول و تيمور، شيعه وضع كاملاً روشنى نداشت؛ زيرا پادشاهان اين سلسله ها متشيّع نبودند، مگر سلطان محمد خدابنده (الجايتو سلطان) و تركمانان قراقوينلو كه به مذهب تشيّع گرويدند، و نيز سادات مرعشيّه در مازندران (طبرستان)، و سربداريه در سبزوار، و كاركيا در گيلان كه مذهب شيعه را پذيرفتند و مدتها حكومت كردند.
درصدر اين مقاله يادآورگرديدكه ازعهد سلطنت شاه اسماعيل اوّل پادشاه صفوى، يعنى از سال ۹۰۶ه ، تا به امروز مذهب تشيّع، مذهب رسمى كشور ايران است.