تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٦٢
فارسى است و در ادوار بعد يا به كلّى ديده نمى شود و يا بسيار به ندرت استعمال شده است. از اين گذشته، لفظ «مزگت» در ترجمه به معنى مسجد همه جا در تفسير شيخ «مسجد» به كار رفته و آورده شده است.
و امّا شيوه املاى ترجمه تفسير طبرى آوردن «سولاخ» به جاى «سوراخ» است كه در تفسير شيخ ديده نمى شود.
مثال:
يكى دانه ياقوت صرخ كى هرگز كسى چنان نديده بود و پيش از مسلمين كسى ياقوت را سولاخ نكرده بود.
مثال ديگر:
«وامّا اندرين حقّه يكى دانه ياقوت صُرخ است سولاخ ناكرده».
ديگر شيوه استعمال افعال است كه در قرون بعد باقى مانده و از جمله در تفسير شيخ نمونه هاى زيادى از آنها ديده مى شود؛ مانند افعال استمرارى و شرطى و مطيعى و...
مثال:
درخت با وى به سخن آمدى و گفتى نام فلان چيز است و به فلان كار به كار آيم. پس مسلمين آن درخت از محراب بركندى و جاى كِ خواستى بنشاندى تا آن را سايه بودى يا از آن ميوه بودى يا اسير غم بودى يا آنچه بدان كار شاهستى.
در اين افعال «مى آمد، مى گفت، مى كند، مى خواست، مى نشاند، مى بود» را به صورت ياى استمرارى در آخر صيغه استعمال نموده. به علاوه، در پايان عبارت فعل «شايسته بودن» را به صورت «شاهستى» با «ها» آورده است كه كاملاً كهنه و قديمى است.