تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٦٠
بوده باشد. شيخ در اثناى تفسير در پنج مورد به مناسبت از اين عالم بزرگ اسلامى نام مى برد، به اين شرح:
۱. در صفحه ۳۰۰ از مجلّد دوم [١] : «امّا آن بيت كه جرير طبرى در تفسير برآورد به استشهاد اين وجه...».
۲. در صفحه ۳۲۱ از جلد دوم [٢] : «و اين قول حسن است و جبّائى [٣] و طبرى و رمانى [٤] ».
۳. در صفحه ۳۳۹ جلد دوم [٥] : «و اين اختيار جرير [٦] طبرى است».
۴. در صفحه ۵۴۴ جلد دوم [٧] : «طبرى گفت جنّيانيد».
۵. در صفحه ۲۸ جلد سوم [٨] : «بر تشخيص طبرى انتقاد مى كند».
امّا به هيچ وجه دليل نداريم كه بگوييم شيخ تحت تأثير ترجمه تفسير طبرى قرار گرفته؛ زيرا سبك و خصوصيّات و شيوه نثر تفسير شيخ با ترجمه تفسير طبرى تفاوت بيّن دارد و نثر ترجمه تفسير طبرى كهنه تر و دست نخورده تر از نثر تفسير ابوالفتوح است و از مزاياى نثر دوره اوّل خصوصيّاتى در ترجمه طبرى ديده مى شود كه در تفسير شيخ وجود ندارد؛ مثلاً استعمال لفظ «اندر» كه بعدها «در» و «اندرين» كه «اندر» و «پيغامبر» كه «پيغمبر» به كار رفته، در ترجمه تفسير طبرى فراوان آمده؛ مثال: