تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٣٥٨
سخن گفتندى، و اوّل كسى كه سخن گفت به زبان پارسى، اسماعيل پيامبر بوذ و پيامبر ما(صلّى اللّه عليه)، از عرب بيرون آمذ و اين به قرآن زبان عرب بر او فرستاذند و اين بذين ناحيت زبان پارسى است و ملوكان اين جانب ملوك عجم اند. پس بفرموذ ملك مظفّر ابوصالح علماى ماوراء النّهر را گرد آوردند؛ از شهر بخارا چون: فقيه ابوبكر بن احمد بن حامد، و چون: خليل بن احمد السجستانى، و از شهر بلخ: ابوجعفر بن محمد بن على، و از باب الهند: فقيه الحسن بن على مندوسى را و ابوالجهم خالد بن هانى المُتَفَقّه را، و از شهر سيچاب و فرغانه و از هر شهرى كى بوذ در ماوراء النهر. و همه خطها بداذند بر ترجمه اين كتاب كى ابن راه راست است. پس بيرون آمد فرمانى امير سديد مظفّر بر دست كسهاى او و نزديكان او و وزيران او بر زبان خاصّه او و خادم او ابوالحسن فايق الخاصه سوى اين جماعت مردمان و اين علماء تا ايشان از ميان خويش هر كدام را داناتر اختيار كردند تا اين كتاب را ترجمه كردند و از جمله اين مصحف اسنادهاى دراز بيفكندند و اقتصار كردند بر متون اخيار.
در عهد پادشاهى منصور بن نوح سامانى (۳۵۰ ـ ۳۶۶ه ) اين خدمت بزرگ به زبان پارسى انجام شد و ترجمه تفسير طبرى در هفت مجلّد تدوين گرديد و برگزيده ترين دانشمندان عصر به اتمام آن اهتمام كردند. دريغا كه چنين اثر نفيس و كهنه زبان پارسى در برابر حوادث و سوانح تاريخ باقى نمانده و مورد دستبرد جاهلانه متعصّبين قرار گرفته و بعض از نسخ آن نابود و ناياب شده است. در حال حاضر، دوره كاملى از ترجمه تفسير طبرى وجود ندارد، مگر قطعات پريشان و مجلّدات ناقص از آن اثر نفيس كه به شرح زير باقى مانده:
۱. نسخه بسيار كهنه و ممتاز و نفيس كه مشتمل بر تفسير سوره فاتحه تا سوره نساء و عبارت است از مجلّد نخستين از آن هفت مجلّد كه پيش از سال ۶۲۴