تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٨
مى بافتند بر خداى عز و جل دروغى» (ترجمه تفسير طبرى، ص ۶۷۸، س ۴).
فرو نگريستن: فرو نگريدن: «آن كه به سرِ تنور آمد و فرو نگريد» كه مى بايست، فرو نگريدن» مى آوردند؛ زيرا فعل در اين جا «فرو نگريدن» است، نه «فرو نگريستن».
لبنك: كِرمى است كه آن را ديوك خوانند (برهان قاطع)، ارزه». ارضه، بدين صورت صحيح است، نه صورت فوق؛ چنان كه در همين كتاب در جايى ديگر آمده است: «اين، كار ارضه است؛ يعنى لبنك (ج ۴، ص ۱۶۲). «الأرض»: چوب خوره. «الأرضة»، يعنى البلعة (ورق ۶۹، نسخه خطّى).
ها زدن: پياپى و بسيار زدن، مكرر رزدن (يادداشت مؤلّف): «مردم، دست به پشت او ها مى زدند و او را مى انداختند». معنى تكرار، گويا از «مى» استمرار است.
ها شدن: بشدن: «گفت: ارواح ايشان، در حوصله مرغان سبز ها شد كه از جوى هاى بهشت، آب خورند» كه «سبزه ها شد» درست است، جمع «سبزه».ها در اين جا پيشوند نيست.
وداعگاه: ميعاد و محلّ توديع: «مالك دينار گويد: سالى از سال ها به حج مى شدم؛ آن جا كه وداعگاه بود». محلّ توديع درست است، نه ميعاد (رجوع كنيد به: صرف مير).
در ص ۱۵۵ آمده است: «.. اين فعل (كردمانى) را كه در مورد شرط و جزا با الف و نون و ياء شرطى استعمال مى كردند، در نظم، كمتر به آن شكل و هيئت، ديده مى شود».
در ص ۱۵۶، چنين گفته اند: «با كمى دقّت، معلوم مى شود كه دو هيئت مانى}و ثانى} در دو مورد، يكى...».
در ص ۱۵۵ پسوند را «انى» و در ص ۱۵۶، پسوند را «مانى» دانسته اند.
و نيز در ص ۱۵۵ گفته اند: «استعمال دو صيغه كردمانى} و كردى تان}كه صيغه