تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٧٦
رازى، ج ۵، ص ۵۰۷). [١]
هلوزك: وزغه، غوك.
و هر كه موش دشتى بكشد يا هلوزكى يا خارپشتى يا سوسمارى بكشد يا چيزى كه به اين ماند نيز بزغاله فديه كند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۲۲۳). [٢]
همّت كردن: قصد كردن. اراده كردن.
كعب الاحبار گفت: يك روز ابليس بيامد و اين ماهى را گفت: هيچ دانى كه در پشت تو از زمينها و كوهها و حيوانات چه نهاده است؟ اگر خويشتن بجنبانى، همه ريخته شود. ماهى همت كرد كه چنان كند. خداى تعالى جانورى را بفرستاد تا در بينى آن ماهى شد و او را بجنبانيد سخت او در خداى تعالى بناليد و خداى تعالى فرمان داد تا آن جانور بيرون آمد و برابر حوت نشست. هر كه همّت كند به مانند آن در او نگرد نيارد كردن. آن گه زمين ماننده كشتى بر سر آب مى جنبيد. خداى تعالى كوهها را بيافريد و ميخ زمين كرد تا دوخته شد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۳). [٣]
همسنك: هموزن.
و چون فاتحة الكتاب بخواند، همچنان باشد كه حج و عمره كرده و چون به ركوع شود، همچنان بود كه همسنگ خود زر به صدقه بداده (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۱۰۳). [٤]
هنجمك: علفى است شبيه به اسفناج. اللعاع.
يقال له اللعاع. به پارسى هنجمك گويند آن را (تفسير ابوالفتوح رازى،