تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٧٠
پس باقى اسماء بر آن قياس كرد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۸۳). [١]
مرجو: عدس. مرجمك.
و چون گفتى: اى موسى! ما شكيبا نكنيم بر يك طعام، و بخوان براى ما خدايت را تا بيرون آرد براى ما از آنچه بروياند زمين از تره يش و سيرش و مرجويش و پيازش (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۱۲۹). [٢]
مردن: خاموش شدن
و پيرامن خود بيند و ايمن گردد از آنچه خائف باشد. پس به ناگاه آتش او بميرد و او در تاريكى بماند خائف و معذور و متحيّر (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۵۶). [٣]
مروزنه [٤] : ناووسى. مقبره گورستان مجوس يا ترسايان.
گفت: اينجا ناووسى هست از نواويس؛ يعنى مروزنه گبركان كه سرها از آن جماعتى به آنجا نقل كرده اند، از زمين برهوت (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۱۳۲). [٥]
مقابل كردن: مقابله كردن.
و وصيّت كرد كه در اينجا خمى در زير خاك كرده است، نسخه اى از تورات در آنجا نهاده است. برفتند و باز كردند و برگفتند و با آنكه عزيز مى خواند، مقابل كردند؛ حرفى كما بيش نبود. به او ايمان آوردند و او را باور داشتند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴۵۷). [٦]
موى ناك: پر مو. مودار.