تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٦٦
پس تو با جبرئيل از آنكه اين طوايف كنندگان مى كنند و از مزاح و گفتاگوى در پيرامن و نرخ چيزها كردن (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۳۲۳). [١]
مثال ديگر:
آيه سورة المائدة دليل تحريم مى كند و تفسير داد اثم را بر گفتاگوى و خصومتى كه ممكن باشد كه آنجا رود (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۳۶۲). [٢]
مثال ديگر:
چون گفتاگوى بسيار شد قرار دادند بر قرعه كه قرعه برافكنند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۵۵۲). [٣]
مثال ديگر:
آن گه رها كن ايشان را تا در خوض و گفتاگوى خود بازى مى كنند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۳۰۸). [٤]
مثال ديگر:
رسول عليه السلام گفت: هر كه در مجلسى بنشيند كه در آن مجلس لفظ و گفتاگوى باشد، چون خواهد برخاست بگويد... (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۵، ص ۱۶۶). [٥]
گلو گرفت: از گلو گرفتن مراد در اينجا هر چيزى است كه ايجاد رنج و المى كند.
اگر كافر بود و اگر مسلمان، قصد كند به كشتن كسى به آهن يا جز آهن، به آلتى و سلاحى و سنگى و چوبى و زهرى و گلو گرفتن و آنچه به حرمان عادتاً عند آن قاتل حاصل شود و غرض او قتل بود (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۲۷۳). [٦]