تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٤٣
ج ۱، ص ۱۱۶). [١]
«ژ»
ژفكن: چركين.
شعرى العبور از قفا بيامد مجبره را عبر كرد و غميصا بايستاد بر فراق سهيل مى گريست تا چشمش ژفكن شد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۵، ص ۱۸۸). [٢]
«س»
ساز: آلت وسيله ساز و برگ.
براى آنكه چون رسول عليه السلام از مكّه بيامد و جماعتى كه ساز آمدن نداشتند و آنجا بماندند، مشركان ايشان را عذاب كردند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۹). [٣]
سازمند: چيزى ساخته و آراسته و با نظام باشد، اعمّ از نوشته و زاد و راحله و آنچه در سفر به كار است.
بنى آدم همه از يك پدر و مادرند و آنكه اين همه اختلاف در ايشان يكى دراز و يكى كوتاه، يكى سياه و يكى سرخ و يكى زرد و يكى مستوى الخلقه و يكى متفاوت الخلق، يكى خوشخوى و يكى بدخوى، يكى عاقل و يكى ابله، يكى سعيد و يكى شقى، يكى سازمند و يكى ناساز الى غير ذلك من الاختلاف (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۳، ص ۱۷۴). [٤]
سازو: ريسمان علفى (برهان). نى بوريا، ليف خرما (فر. م).
يك روز رسول عليه السلام خفته بود بر چيزى از سازو بافته و بالش در زير سر