تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٤٢
ريزيدن: ريختن.
بسيارى از استخوانهاى پوسيده ريزيده متفرّق شده اى ديد. آواز داد كه اى استخوان پوسيده و گوشت رفته و پوست ممزّق شده! (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴۱۴). [١]
مثال ديگر:
و چون به زمين آمد، عصاى داشت از درخت مورد بهشت، بالاى آن ده گز، از او به موسى عليه السلام رسيد و اكليلى از درختان بهشت چون هوا بر او آمد، خشك شد و برگهاى او بريزيد و انواع طيب گشت (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۹۸). [٢]
«ز»
زفر [٣] : بر وزن سفر دهان را گويند و كنج دهان را هم گفته اند (برهان). فك.
عبداللّه عباس و سدى گفتند، اژدهاى بزرگ نر موى ناك و دهن باز كرده و يك زفر بر زير كوشك فرعون نهاد و دگر زفر بر بالاى كوشك (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۴۳۷). [٤]
زير: كمتر از.
چه هر كسى را زير بيست سال بود، در آن حساب نياوردند و هر كه را بالاى شصت سال بود، در آن حساب نبودى (تفسير ابوالفتوح رازى،