تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٣٨
بود كه وهب گفت: قوم فرعون بنى اسرائيل را بنده گرفته بودند، ايشان را كارهاى گران فرمودندى؛ چون: سنگ كندن از كوه و نقل كردن و بناى كوشكها و سراها كردن و انواع حرف و صناعات از كلگيرى و آهنگرى و درودگرى و خشت زدن، و آن كس كه نتوانستى كردن و ضعيف بودى، او را ضربيت بر نهاده بودندى كه در ماه و در روز بدادى، و اگر تأخير كردى و نداى او را بزدندى و پاز داشتندى و جفا كردندى و زنان را دوك رشتن و جامه يافتن و درزى كردن فرمودندى و كارهاى كه لايق ايشان بودى (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۴۴۵ ـ ۴۴۶). [١]
دستره: داس كوچك دندانه دار (برهان).
و گفت: «بار خدايا! تو دانى كه على در طاعت تو بود و در طاعت رسول تو. اللهم رد عليه الشمس حتى يصلى؛ بارخدايا! آفتاب باز آر تا على نماز به وقت خود بيارد». راوى خبر گويد كه به آن خداى كه محمد را به حق به خلقان فرستاد كه ما آفتاب را ديديم كه باز آمد و او را آوازى بود چون آوازه دستره كه در چوب افتد و روشنايى آن ديديم بر در و ديوار تافته؛ تا اميرالمؤمنين على نماز بكرد. چون او سلام باز داد، آفتاب فرو افتاد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۱۳۲). [٢]
دست يازيدن: دست دراز كردن. دست برآوردن.
عابد دگرباره برخواند، كنيزك بشنيد دست بيازيد و جامه بدريد و جزع و زارى كردن درگرفت (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۸). [٣]
دليل كردن: ثابت شدن.
و اين خبر و مانند اين اخبار دليل مى كند كه اين سوره مكى است (تفسير