تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٣٢
ورعى چره كردن و چرانيدن باشد... گوشت به چره كنند كلام من كن تا چنان كه چهارپايى از آن انتفاع گيرد، تو از كلام من انتفاع گيرى (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۱۷۶). [١]
مثال ديگر:
تا شير با شتر و پلنگ با گاو و گرگ با گوسفند به يك جاى چره كنند (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۵۷۲). [٢]
مثال ديگر:
مرغزارى ديد و گياه بسيار گوسفندان را فرا چره كرد. او بخفت و عصا بر زمين فرو زد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۴، ص ۱۹۹). [٣]
مثال ديگر:
امّا آنكه اجر بود مردى بود كه اسبى باز بندد در راه خداى يا فرو گذارد و آن را در گياه زارى براى جهاد بهر رفتنى و چره كردن و خوردنى (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۵۲۳). [٤]
چفسان: فعل امر بچسبان. چسبان.
«فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً...» و اين قرائت اميرالمؤمنين على است و معنى آن است كه ايشان را با خود چفسان. يقال: صرت الشيء اموره إذا املته... (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۴۶۰). [٥]
چندگاهه: چند وقته.
و در آن خلاف كردند كه عيسى در اين وقت چندگاهه بود؛ كلبى گفت: چند روزه (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۳، ص ۴۷۰). [٦]