تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ٢٢١
(تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۱۰۹). [١]
مثال ديگر:
قتاده گفت: مقنطره مالى منضد بر هم نهاده در هم بجارده باشد (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۵۲۱). [٢]
مثال ديگر:
و بترس از آن آتش كه براى كافران بجارده اند! اگر گويند: چون دوزخ براى كافران و فاسقان بجارده اند، چرا كافران را تخصيص كرد؟ (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۵۰). [٣]
مثال ديگر:
گفت آن را آنكه وصف كرد آن متقيان را كه بهشت براى ايشان بجارده است (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۶۵۱). [٤]
به حكم نشستن: در مسند قضا بودن. آماده داورى.
... يك روز شريح قاضى كه حاكم بود از قبل اميرالمؤمنين به حكم نشسته بود (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۱، ص ۹۰). [٥]
بربيختن: پيچيدن، برپيختن (= برپيچيدن پيختن، پيچيدن).
رسول براى پسر عمه اش حكم كرد و لب بربيخت به طريق استهزاء. جهودى نشسته بود، آن بديد و گفت (تفسير ابوالفتوح رازى، ج ۲، ص ۳). [٦]
برشيواندن: زير و رو كردن.
گفت: اين گندم بر زمين بيفشان و زمين برشيوان و دانه به خاك بپوشان.