تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازي - عسکر حقوقی - الصفحة ١٩٦
آن را مورد مطالعه و بحث قرار مى دهد؛ مثلاً در ج ۱، ص ۱۱۹ درباره كلمه «موسى» اين چنين بحث مى كند [١] :
و موسى نام اعجمى است. براى آن نامنصرف است كه علم است و اعجمى. و براى آنكه الف در آخرش افتاد، اعراب در او نشود. اولى تر آن باشد كه از اسماى مقصوره شمارند او را و گفته اند اسمى است مركّب از دو نام به لغت عبرى، و اصل موشى بوده است؛ چه مو به زبان ايشان آب باشد و شا شجر براى آنش موشا خوانند كه او را در ميان آب و درختستان يافتند در سراى فرعون؛ چون مادر او را به رود نيل افكند. آن گه چون معرّب كردند، شين را سين كردند....
در ترجمه آيه ۳۸ از سوره بقره [٢] ، آنجا كه درباره «يا بَني» [٣] به بحث مى پردازد، از ذكر نكات صرف و نحو خوددارى نمى كند و آنچه كه مربوط به اين دو كلمه است، (قواعد صرف و نحو) ذكر مى گردد:
«ياء» حرف نداست و «بنى» مناداى مضاف است، براى آن منصوب است. و ابن، واحد است و ابناء و بنون جمع اوست و أبناء را جمع تكسير گويند و بنون جمع سلامت است و در حال رفع به واو بود و در حال نصب و جرّ به ياء و نون براى اضافه بيفتاده است و مصدر ابن، بنوّة باشد....
و نيز در ترجمه آيه ۴۶ از سوره بقره [٤] ، درباره: «يُذَبِّحُونَ أبنائَكُمْ» چنين مى نويسد:
«يُذَبِّحُونَ أبنائَكُمْ» .
تذبيح، تكثير ذبح بود و هر آن فعلى كه ثلاثى او متعدّى باشد، تفعيل در او