تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - تفسير فرار از مسئوليت به بهانه" جبر"
" خداوند در روز رستاخيز به بنده خويش مىگويد بنده من! آيا مىدانستى (و گناه كردى) اگر بگويد آرى، مىفرمايد چرا به آنچه مىدانستى عمل نكردى؟ و اگر بگويد نمىدانستم، مىگويد: چرا ياد نگرفتى تا عمل كنى؟
در اين موقع فرو مىماند، و اين است معنى حجت بالغه" [١] بديهى است منظور از روايت فوق اين نيست كه حجت بالغه منحصر در گفتگوى خدا با بندگان در قيامت است، بلكه خداوند حجتهاى بالغه فراوانى دارد كه يكى از مصداقهايش همان است كه در حديث فوق آمده است، زيرا دامنه حجتهاى بالغه خداوند وسيع است هم در دنيا و هم در آخرت.
سپس اضافه مىكند: اگر آنها دسترسى به گواهان معتبرى پيدا نكردند (و قطعا پيدا نمىكنند)" و تنها به گواهى و ادعاى خويش قناعت نمودند، تو هرگز با آنها همصدا نشو و مطابق شهادت و ادعاى آنان گواهى مده".
(فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ) از آنچه گفته شد، روشن مىشود كه در مجموع آيه هيچگونه تضادى وجود ندارد، و اينكه در آغاز از آنها مطالبه شاهد مىكند و سپس مىگويد:
شهود آنها را نپذير، توليد اشكالى نمىكند، زيرا منظور اين است كه آنها از
[١] تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه ٧٧٦.