تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٠ - تهديدهاى بيهوده
آنها به موسى ع بر اركان قدرت فرعون فرود آمد، فرعون بسيار متوحش و دستپاچه شد، زيرا مىبيند اگر عكس العمل شديدى در برابر اين صحنه نشان ندهد، همه يا بيشتر مردم به موسى ايمان خواهند آورد، و ديگر مسلط شدن بر اوضاع غير ممكن خواهد بود، لذا بلافاصله دست به دو ابتكار زد:
نخست اتهامى كه شايد عوامپسند هم بود، به ساحران بست، سپس با شديدترين تهديد آنها را مورد حمله قرار داد، ولى بر خلاف انتظار فرعون ساحران آن چنان مقاومتى در برابر اين دو صحنه از خود نشان دادند كه فرعون و دستگاه او را در شگفتى فرو بردند، و نقشههاى آنها خنثى گشت و به اين ترتيب ضربه سومى بر- پايههاى قدرت لرزان او فرود آمد، كه در آيات مورد بحث اين صحنه بطور جالبى ترسيم شده است:
نخست مىگويد:" فرعون به ساحران گفت آيا پيش از اينكه به شما اجازه دهم به او (موسى) ايمان آورديد"؟! (قالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ).
و گويا با تعبير" به" (به او) نظر دارد موسى ع را فوق العاده تحقير كند، و با جمله قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ شايد مىخواهد اظهار دارد كه من هم حقيقتجو و حقيقت طلبم، اگر در كار موسى ع واقعيتى وجود داشت، خودم به مردم اجازه مىدادم ايمان بياورند، ولى اين عجله شما نشان داد كه نه تنها حقيقتى در كار نيست بلكه يك نوع توطئه و تبانى بر ضد مردم مصر در جريان است! بهر حال جمله بالا نشان مىدهد كه فرعون جبار كه جنون قدرتطلبى همه وجود او را فرا گرفته بود، مىخواست ادعا كند كه نه تنها مردم مصر، حق ندارند بدون اجازه او عملى انجام دهند، يا سخنى بگويند، بلكه بدون فرمان و اذن او حق انديشيدن و فكر كردن و ايمان آوردن را نيز ندارند.
و اين بالاترين نوع استعمار است كه ملتى آن چنان برده و اسير گردند كه