تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨ - ٢- استفاده از سلاح مشابه
و حجابها كنار مىرود، فروغ خود را چنان آشكار مىسازد كه چشمها را خيره مىكند.
به خصوص اينكه ساحران اساتيد كهنهكارى بودند كه از همه كس به فوت و فن سحر واردتر بودند، آنها به خوبى مىتوانستند ميان" معجزه" و" سحر" فرق بگذارند، چيزى كه براى ديگران تشخيصش شايد احتياج به دقت و مطالعه داشت براى آنها از آفتاب روشنتر بود، آنها با توجه به فنون سحر كه سالها آموخته بودند، دريافتند كه كار موسى ع هيچگونه شباهتى با سحر ندارد، از نيروى انسانى سرچشمه نگرفته بلكه زائيده يك قدرت ما فوق طبيعى و ما فوق بشرى است، و با توجه به اين واقعيت جاى تعجب نيست كه با آن صراحت و سرعت و بدون واهمه از آينده كار، ايمان خود را اظهار دارند.
جمله" أُلْقِيَ السَّحَرَةُ" كه با فعل مجهول ذكر شده شاهد گويايى براى استقبال فوق العاده و تسليم مطلق ساحران در برابر موسى ع است، يعنى آن چنان جاذبه معجزه موسى ع در قلب و فكر آنها اثر گذاشت كه گويى همه را بى اختيار به زمين افكند و به اقرار و اعتراف واداشت.