تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - تفسير
يعنى تورات را از پيشينيان خود به ارث بردند، اما با اين حال فريفته متاع بى ارزش اين جهان ماده شدند، حق و هدايت را با منافع مادى خويش معاوضه مىكردند" (فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى).
" خلف" (بر وزن حرف) چنان كه بعضى از مفسران گفتهاند غالبا به معنى فرزندان ناصالح است در حالى كه خلف (بر وزن شرف) به معنى فرزند صالح مىآيد [١] سپس اضافه مىكند: هنگامى كه آنها در كشمكش و جدان از يك سو، و منافع مادى از سوى ديگر قرار مىگيرند، دست به دامن اميدهاى كاذب زده،" مىگويند ما اين منفعت نقد را مشروع يا نامشروع به چنگ مىآوريم، خداوند رحيم و مهربان است و بزودى ما را خواهد بخشيد" (وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا).
اين جمله نشان مىدهد كه آنها بعد از انجام چنين كارى يك نوع پشيمانى زودگذر و حالت توبه ظاهرى به خود مىگرفتند، ولى بطورى كه قرآن مىگويد:
اين ندامت و پشيمانى آنها به هيچوجه ريشه نداشت به همين دليل" اگر سود مادى ديگرى همانند آن به دستشان مىآمد، آن را مىگرفتند" (وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ).
" عرض" (بر وزن غرض) به معنى موجود عارضى و كم دوام و ناپايدار است، و به متاع جهان ماده از اينرو عرض گفتهاند كه معمولا ناپايدار است، روزى به سراغ انسان مىآيد، آن چنان كه حسابش از دست مىرود، و روزى آن چنان از دسترس انسان دور مىشود كه در انتظار ذرهاى از آن، آه مىكشد، بعلاوه اصولا همه نعمتهاى اين جهان ناپايدار و فناپذير است [٢]
[١] مجمع البيان و تفسير ابو الفتوح رازى ذيل آيه مورد بحث.
[٢] بايد توجه داشت كه عرض (بر وزن غرض) با عرض (بر وزن فرض) تفاوت دارد، زيرا آن به معنى هر گونه سرمايه جهان ماده است و اين به معنى خصوص پول نقد مىباشد.