تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - تفسير پراكندگى يهود
باز در اين آيه، اين حقيقت تجلى مىكند كه اسلام هيچگونه خصومتى با نژاد يهود ندارد و به عنوان پيروان يك مكتب و يا وابستگان به يك نژاد، آنها را محكوم نمىنمايد بلكه مقياس و معيار سنجش را اعمال آنها قرار مىدهد.
سپس اضافه مىكند" ما آنها را با وسائل گوناگون، نيكيها و بديها آزموديم شايد بازگردند" (وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ) گاهى آنها را تشويق كرديم و در رفاه و نعمت قرار داديم، تا حس شكر گزارى در آنها برانگيخته شود و به سوى حق باز آيند، و گاهى به عكس آنها را در شدائد و سختيها و مصائب فرو برديم، تا از مركب غرور و خود پرستى و تكبر فرود آيند و به ناتوانى خويش پى برند، شايد بيدار شوند و به سوى خدا بازگردند، و هدف در هر دو حال مساله تربيت و هدايت و بازگشت به سوى حق بوده است.
بنا بر اين" حسنات" هر گونه نعمت و رفاه و آسايشى را شامل مىشود همانطور كه" سيئات" هر گونه ناراحتى و شدت را فرا مىگيرد، و محدود ساختن مفهوم اين دو در دايره معينى هيچگونه دليل ندارد.