تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٧ - فال نيك و بد
قرآن مجيد مىگويد: دشمنان پيامبر اسلام ص نيز در برابر او چنين منطقى داشتند (سوره نساء آيه ٧٨) و در جاى ديگر مىگويد انسانهاى منحرف اين چنين هستند (سوره فصلت آيه ٥٠) و اين در حقيقت يكى از مظاهر بارز روح خودخواهى و لجاجت است [١]
فال نيك و بد
شايد هميشه در ميان انسانها و اقوام مختلف، فال نيك و بد رواج داشته است، امورى را به" فال نيك" مىگرفتند و دليل بر پيروزى و پيشرفت كار مىدانستند، و امورى را به" فال بد" مىگرفتند و دليل بر شكست و ناكامى و عدم پيروزى مىپنداشتند، در حالى كه هيچگونه رابطه منطقى در ميان پيروزى و شكست با اينگونه امور وجود نداشت، و مخصوصا در قسمت فال بد، غالبا جنبه خرافى و نامعقول داشته و دارد.
اين دو گرچه اثر طبيعى ندارند، ولى بدون ترديد اثر روانى مىتوانند داشته باشند، فال نيك غالبا مايه اميدوارى و حركت است ولى فال بد موجب ياس و نوميدى و سستى و ناتوانى است.
شايد به خاطر همين موضوع است كه در روايات اسلامى از فال نيك نهى نشده، اما فال بد به شدت محكوم گرديده است، در حديث معروفى از پيامبر ص نقل شده:
تفالوا بالخير تجدوه
:" كارها را به فال نيك بگيريد (و اميدوار باشيد) تا به آن برسيد" جنبه اثباتى اين موضوع منعكس است و در حالات خود پيغمبر ص و پيشوايان اسلام ع نيز ديده مىشود كه گاهى مسائلى را به فال نيك مىگرفتند، مثلا در جريان برخورد مسلمانان با كفار مكه در سرزمين
[١] ضمنا ذكر" حسنة" با الف و لام و" اذا" و ذكر" سيئة" با" ان" و به صورت نكره، اشاره به اين است كه نعمتها به طور فراوان به سراغ آنها مىآمدند ولى ناراحتيها گهگاه.